نحوه ی تشکیل و تخصصی شدن سلول های گلیالی عصبی مغز

دو نوع سلول فعال در مغز عبارتند از :سلول های عصبی و گلیالی. سلول های گلیالی به طور عمده به عنوان سلول های حمایت کننده در نظر گرفته شده اند اما نقش فعال آنها در ایجاد ارتباط بین نورون ها در مغز برای محققان بسیار مشخص است. علاوه بر این طبق تحقیقات کنونی سلول های گلیالی در پیشرفت بیماری های نورودژنراتیو نقش دارند. امروزه پژوهشگران در یک تیم تحقیقاتی به رهبری پروفسور برنینگر در دانشگاه پزشکی Mainz به نتایجی دست یافتند که ممکن است بتواند به درک نقش سلول های گلیال در پیشرفت نورودژنراسیون کمک کند. این پژوهشگران چگونگی ایجاد سلول های گلیالی از سلول های عصبی اولیه در مغز را مورد مطالعه قرار دادند و دریافتند که تمایز در سه مرحله انجام می شود و سه پروتئین در هسته سلول که فاکتورهای رونویسی نامیده میشوند، نقش کلیدی در سازماندهی رونویسی از روی ژن ها، در هسته سلول ایفا می کنند.

سلول های گلیالی در سه رده دسته بندی میشوند : آستروسیت ها و اولیگودندروسیت ها و نوع ترکیبی آستروسیت ها و اولیگودندروسیت ها که ماکروگلیا ومیکروگلیا نامیده می شوند. آستروسیت ها نوع شایع سلول های گلیالی هستند و بیش از ۸۰ درصد از آنها را تشکیل میدهند و از سلول هایی به نام سلول های گلیالی شعاعی و سلول های عصبی اولیه ایجاد میشوند. پروفسور برنینگر و این تیم تحقیقاتی از روشی به نام توالی یابی RNA  (روشی  برای طبقه بندی ژن ها در یک سلول تحت رونویسی در یک نقطه خاص در زمان ) استفاده کردند و دریافتند که این فرآیند تمایز شامل سه مرحله است.

در مرحله اول، سلول های اولیه آستروگلیالی تشکیل شده و سپس به وسیله تقسیم سلولی افزایش می یابند. در مرحله دوم، این سلول های اولیه آستروگلیالی بدون اینکه تقسیم شوند، به آستروسیت های جوان و بالغ تمایز می یابند.  در مرحله سوم و نهایی، آستروسیت ها به طور کامل بالغ شده و دارای عملکرد تخصصی می شوند. به نقل از پروفسور برنینگر این مطالعه نشان داد که تشکیل آستروسیت ها، فرآیندی پویا است و ژن های مختلف در هر یک از مراحل مختلف تشکیل سلول های آستروگلیالی فعال هستند. این ژن ها به وسیله فاکتور های رونویسی که مخصوص هر سطح هستند تنظیم می شوند. همچنین، این تیم تحقیقاتی توانست نشان دهد که  فاکتورهای رونویسی NFIA و ATF3 در آغاز فرآیند تمایز آستروسیت های اولیه از پیش سازان آستروگلیالی خود، حائز اهمیت هستند.  زمانی که آنها از حالت سلول های آستروسیت اولیه به آستروسیت های کاملا تمایزیافته تبدیل می شوند، مهمترین عامل، فاکتور رونویسی RUNX2 می باشد.

همانطور که مطالعات قبلی نشان داده است، اختلال بیان ژن در آستروسیت ها می تواند مواد سمی در این سلول ها تولید کند و متعاقبا موجب مرگ سلول های عصبی شود، که یکی از مشخصه های بیماری های عصبی نورودژنراتیو است. به نقل از دکتر تیواری یکی از محققین این پژوهش، با توجه به اینکه ما در حال حاضر به اطلاعات بسیاری در مورد فرآیند هایی مثل شکل گیری آستروسیت ها دست یافته ایم، بنابراین می توان دلیل انحراف سلول ها از برنامه ریزی نرمال خود و چگونگی ورود آنها به مسیرهای سمی را دریافت. ما حدس میزنیم که فاکتور رونویسی RUNX2 ممکن است دارای عملکرد مشخصی در جلوگیری از واکنش پذیری آستروسیت ها داشته باشد.

Leave a Reply

Your email address will not be published. Required fields are marked *